جوشکاری آلومینیوم به اندازه جوشکاری فولاد بخشنده نیست. این ماده تحت گرما رفتار متفاوتی دارد، به فشار تغذیه واکنش متفاوتی نشان می دهد و به سیم پرکننده نیاز دارد که عملکرد ثابتی را در طول طول خود حفظ کند. برای مهندسان و تیمهای تدارکاتی که در ساخت صنعتی شرکت دارند، تولیدکنندگان سیم آلومینیومی MIG معمولاً وقتی مشکلی در فرآیند جوشکاری ایجاد میشود - یا زمانی که نتایج رضایتبخش هستند، مخاطب اصلی هستند. سیم فقط یک ماده مصرفی نیست. این یک متغیر فرآیند است.
سیم آلومینیومی MIG یک ماده پرکننده جامد و پیوسته است که در جوشکاری با گاز بی اثر فلز برای اتصال اجزای آلومینیوم و آلیاژ آلومینیوم استفاده می شود. در حین جوشکاری، سیم با سرعت تعیین شده از طریق یک تفنگ تغذیه می شود، در کنار فلز پایه در حوضچه جوش ذوب می شود و به صورت یک اتصال جامد می شود.
چیزی که سیم آلومینیومی را از سایر مواد پرکننده جدا می کند نحوه رفتار خود فلز است. نقطه ذوب پایینتری دارد، گرما را سریعتر هدایت میکند و با قرار گرفتن در معرض هوا تقریباً بلافاصله روی سطح خود اکسید میشود. سیم همچنین از نظر فیزیکی نرمتر است، به این معنی که تغذیه آن از طریق تجهیزات جوشکاری نیاز به توجه بیشتری به کشش، وضعیت آستر و فشار رول درایو نسبت به سیم فولادی دارد.
سیم آلومینیومی MIG در محیط های تولیدی که کاهش وزن، مقاومت در برابر خوردگی یا هر دو را در اولویت قرار می دهند، ظاهر می شود. بخش های رایج عبارتند از:
در هر یک از این محیطها، سیم باید نتایج قابل تکراری را در طول دورههای تولید طولانی تولید کند - نه فقط جوشهای قابل قبول روی قطعات جداگانه.
همه سیم های آلومینیومی MIG آلیاژ یکسانی نیستند. ترکیب سیم باید با مواد پایه جوش داده شده و الزامات عملکرد اتصال مطابقت داشته باشد.
دو خانواده رایج مورد استفاده عبارتند از سری 4xxx که حاوی سیلیکون است و برای ساخت عمومی و آلیاژهای پایه قابل عملیات حرارتی مناسب است و سری 5xxx که حاوی منیزیم است و اغلب برای کاربردهای دریایی و سازه ای که مقاومت در برابر خوردگی اولویت دارد انتخاب می شود. انتخاب خانواده نادرست آلیاژ می تواند بر استحکام جوش، تمایل به ترک خوردگی و عملکرد طولانی مدت تأثیر بگذارد - نه فقط ظاهر.
هر سیم دارای قطر اسمی است - اندازه ای که در نظر گرفته شده است. تحمل قطر محدوده انحراف قابل قبول از آن اندازه اسمی در طول کامل سیم است. این یک اندازه گیری یک بار نیست. این نشان می دهد که سیم چقدر سطح مقطع خود را از یک سر قرقره به انتهای دیگر نگه می دارد.
تلرانس شدیدتر به این معنی است که تغییرات کمتری مجاز است. تلرانس ضعیف تر به این معنی است که سیم ممکن است بیشتر نوسان کند و تجهیزات پایین دست باید با این ناهماهنگی مقابله کنند.
سیم آلومینیومی MIG به عنوان میله ای شروع می شود که از طریق یک رشته قالب های کوچکتر کشیده می شود تا زمانی که به قطر نهایی خود برسد. فرآیند کشیدن سیم به عنوان منبع تغییر قطر عمل می کند.
عوامل متعددی در ایجاد نوسان در طول ترسیم نقش دارند:
هیچ یک از این عوامل به تنهایی باعث ایجاد تغییرات چشمگیر نمی شود. اما زمانی که چندین در یک زمان با هم تعامل داشته باشند، اثر تجمعی بر روی قطر می تواند سیم را به سمت لبه مشخصات آن – یا فراتر از آن، هل دهد.
اینکه تلرانس تنگ در نظر گرفته شود به قطر اسمی سیم و تجهیزاتی که از آن عبور می کند بستگی دارد. همان انحراف مطلق که در یک سیم بزرگتر قابل توجه نیست، ممکن است در سیم کوچکتر مشکلات واقعی ایجاد کند، زیرا این تغییرات نشان دهنده نسبت بزرگتری از اندازه کل سیم است.
این رابطه مقیاس بندی به این دلیل است که مشخصات تلورانس معمولاً به صورت مقادیر مثبت یا منفی نوشته می شود و چرا سیم در نظر گرفته شده برای کاربردهای دقیق مشخصات محکم تری نسبت به سیم برای استفاده عمومی دارد.
مسیر سیم از قرقره به قوس از طریق یک آستر، مجموعه ای از رول های محرک و یک نوک تماس می گذرد. هر یک از این اجزا به اندازه قطر اسمی سیم است. هنگامی که سیم به طور قابل توجهی از آن اندازه منحرف می شود، تناسب تغییر می کند - و رفتار نیز تغییر می کند.
بخش هایی که نازک هستند ممکن است چسبندگی در رول های درایو را از دست بدهند و باعث لکنت سرعت تغذیه شوند. بخش هایی که ضخیم هستند باعث ایجاد اصطکاک در آستر یا مقاومت در نوک تماس می شوند. هر یک از این شرایط بینظمی را در نرخ تغذیه وارد میکند و نرخ تغذیه نامنظم یکی از منابع اولیه ناپایداری قوس در جوشکاری MIG است.
نوک تماس جایی است که جریان از تجهیزات به سیم منتقل می شود. اندازه سوراخ نوک به گونه ای است که امکان عبور سیم صاف را فراهم می کند و در عین حال تماس الکتریکی ثابتی را حفظ می کند. وقتی قطر سیم متفاوت است:
تعویض نوک تماسی یک کار تعمیر و نگهداری معمول است، اما در تولید با حجم بالا، سایش نوک مربوط به قطر می تواند این فاصله زمانی را به طور قابل توجهی کوتاهتر از حد انتظار کند - هزینه و زمان خرابی را اضافه می کند.
پایداری قوس در جوشکاری MIG به رابطه ثابت بین نرخ تغذیه، ورودی الکتریکی و خواص فیزیکی سیم در نقطه ذوب بستگی دارد. تغییر قطر مستقیماً این رابطه را مختل می کند.
سطح مقطعی که بزرگتر از اسمی است جریان بیشتری را حمل می کند و به طور متفاوتی ذوب می شود. یکی که کوچکتر است برعکس عمل می کند. این جابهجاییها طول قوس را تغییر میدهند، گرمای ورودی را به حوضچه جوش تغییر میدهند و در عرض، ارتفاع و نفوذ مهرهها تغییر ایجاد میکنند. در طول یک دوره کامل تولید، این تنوع به ناهماهنگی قابل اندازه گیری در جوش های نهایی انباشته می شود.
عواقب کنترل ضعیف تلرانس همیشه در ایستگاه جوشکاری مشاهده نمی شود. آنها اغلب بعدا ظاهر می شوند:
شناسایی این مشکلات بعد از این واقعیت به طور قابل توجهی گرانتر از تعیین سیم با کنترل تلرانس مناسب از ابتدا است.
سایش قالب قابل پیش بینی است. سازندگانی که جایگزینی قالب را بهعنوان یک بازه زمانی برنامهریزیشده به جای تعمیر واکنشی در نظر میگیرند، خطر تغییر تدریجی قطر بدون شناسایی را در طول دوره تولید کاهش میدهند. فرکانس این بازه به آلیاژ کشیده شده، سرعت کشش و سیستم روانکاری در حال استفاده بستگی دارد.
سیستمهای اندازهگیری قطر مبتنی بر لیزر که در امتداد خط کشش نصب میشوند به تولیدکنندگان اجازه میدهند تا اندازه سیم را بهجای نمونهبرداری از قرقرههای تمام شده پس از تولید، در زمان واقعی نظارت کنند. هنگامی که سیم به لبه تلورانس نزدیک می شود، سیستم بلافاصله انحراف را علامت گذاری می کند - به اپراتور این فرصت را می دهد تا قبل از اینکه سیم از مشخصات خارج شود، تنظیم کند.
بدون اندازهگیری درون خطی، تغییر قطر میتواند در کل دسته تولید قبل از شناسایی باقی بماند.
پارامترهای ترسیمی که برای یک آلیاژ کار می کنند به طور خودکار به آلیاژ دیگر منتقل نمی شوند. هر آلیاژ ویژگی های تغییر شکل، سرعت سخت شدن کار و رفتار سطحی خود را در طول کشش دارد. تولیدکنندگانی که در خانوادههای چند آلیاژی کار میکنند، به تنظیمات فرآیند جداگانه برای هر کدام نیاز دارند که بر اساس الزامات تحمل سیم در حال تولید تأیید شده باشد.
مدیریت سرعت و تنش از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تغییر در وزن قرقره در حین بازدهی مواد می تواند کشش در مسیر سیم را تغییر دهد. سرعت موتور ناسازگار در طول مراحل کشش می تواند تغییرات دوره ای را ایجاد کند که به صورت نوسان منظم در قطر سیم تمام شده نشان داده می شود.
قبل از اتصال به منبع سیم برای استفاده منظم در تولید، فاکتورهای زیر ارزش بررسی دارند:
تحمل قطر یکی از آن مشخصاتی است که تا زمانی که مشکلی ایجاد نکند نادیده گرفته می شود. تا آن زمان، هزینه در حال حاضر در انبوه دوباره کاری، نرخ ضایعات، یا برنامه تعمیر و نگهداری تسریع شده است. درک رابطه بین نحوه ساخت سیم آلومینیومی MIG و نحوه عملکرد آن در تجهیزات، به تیم های مهندسی و تدارکات مبنایی منطقی تر برای ارزیابی آنچه خریداری می کنند، می دهد.
برای تیم هایی که مواد مصرفی جوشکاری آلومینیوم را تامین می کنند، Hangzhou Kunli Welding Materials Co., Ltd. سیم آلومینیومی MIG را با تحمل قطر کنترل شده تولید می کند که برای پشتیبانی از تغذیه ثابت و عملکرد قوس پایدار در محیط های تولید صنعتی طراحی شده است. برای بحث در مورد گزینه های آلیاژ، مشخصات تحمل یا ارزیابی نمونه تماس بگیرید.
بیشتر ببینید
بیشتر ببینید
بیشتر ببینید
بیشتر ببینید
بیشتر ببینید
بیشتر ببینید
بیشتر ببینید
بیشتر ببینید
بیشتر ببینید
بیشتر ببینید
بیشتر ببینید
بیشتر ببینید